دیدار به قیامت

سرم پر شده از صدای شیون ، مو به تنم راست شده ، با اینکه هوا چندان سرد نیست لرز کردم و چونه ام رو به سختی نگه داشتم تا نلرزه .

جلوی در غصالخونه ایستادیم . اطرافیانمو نگاه می کنم . دختر عموم تو بغل بابام گریه می کنه و زن عمو روی جدول کنار باغچه آروم کز کرده و ریز ریز اشک می ریزه ....

هرچند دقیقه یکبار صدای "لا اله الا الله "بلند می شه و کسی رو دوش نزدیکانش به سمت خونه ابدیش راهی می شه ....

نفسم تنگ شده . باورم نمی شه ، هر دو دقیقه یکبار ، مرد یا زن ، فرقی نمی کنه یکی از غصالخونه بیرون میاد...

چقدر آدما تند تند می میرن.....

صدای یه خانمی از بلند گو پخش می شه . داره "بهشت زهرا"رو تبلیغ می کنه !

میگه : "این مکان تا کنون پذیرای  1000000 نفر و 300000 شهید بوده است.....(چند تا مورد دیگه می گه )و این نشانه اعتبار این مکان می باشد...."

همه اینا یعنی اینکه اگه مردین بیان اینجا !

نمی دونم اخه بهشت زهرا هم تبلیغ داره ؟!اونم در حالی که مردم یا منتظر تحویل مرده اشون هستن یا دارن نماز میت می خونن ....

نوه های عمو میان سمتون و می گن :"الان میارنش"

همه نزدیکان زیر تابوتو می گیرن و دوباره "لا اله الا الله ".....

هق هق گریه می کنم . سینه ام تیر می کشه ....

می ذارنش روی زمین واسه خداحافظی آخر....بچه ها و نوه ها بغلش می کنن و تنش رو می بوسن ....با وجود تحمل بیماری و سن زیاد توی این آخرین لباس هم هنوز "قد بلند "به نظر میاد..."قد بلند چارشونه "....

 قبر دو طبقه است . خیلی عمیق به نظر میاد ....گورکن با سر و روی خاکی از توی قبر بیرون میاد ....صدای گریه توی سرم می پیجه....با احتیاط و احترام "رو به قبله "توی قبر می ذارنش. پسر بزرگش واسه تلقین میت می ره پایین....بعد برادر بزرگم واسه گذاشتن "تربت" پایین می ره .

جلوتر از همه ایستادم و صورتشو که به راست روی خاک خوابوندن نگاه می کنم. "آروم آروم ....درست مثل اینکه خوابه . یه خوابه عمیق ....."

قلبم مچاله می شه و توی دلم باهاش حرف می زنم :

"سلام عمو .....منزل نو مبارک.....عمو منم "کیاپیا"ببخش که دیر اومدم ....ببخش که این آخریا دیدنت نیومدم....ببخش که باور نکردم که "رفتنی " هستی ....ببخش ، قرارم این بود که همین امروز از سر کار بیام دیدنت.....ولی خیال نمی کردم دیدارمون اینجا برگزار بشه .....شرمنده ام....خیلی شرمنده ام...."

بابا روو صدا می کنن تا نزدیک بیاد با تنها برادرش خداحافظی کنه ، پشت سر اون زن عمو میاد .....

و آروم آروم خاک رو می ریزن .

توی دلم می گم :"خداحافظ عمو ...خداحافظ.....راحت بخواب ....دیدار به قیامت....."

 

 

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
جزیره در کهکشان

سال بدی بود سایه شومی رومونه ....همه مردن تسلیت میگم جانم فکری به حال این بلاگ کن جون مخمل . میس شانزه لیزه