پ ا ر ا ز ی ت

اوایل اردیبهشت بود که رفتم دکتر فهمیدم که میگرنم تقریبا خوب شده چون فاصله سردرد هام خیلی زیاد شده بود. تقریبا سالی یکبار ! واین واقعا خبر خوبی بود.

یکی دو ماه بعدش دوباره سردرد ها برگشت. عجب حال خرابی داشتم و دائم فکر می کردم چه آدم بدبختی هستم که یه روزمم بی سردرد سپری نمی شه !

منی که قبلا با یدونه ژلوفن ۴و۵ ساعت شیرین می خوابیدم حالا ٢ تا ٢ تا با هم می خوردم و اثری نداشت. کم کم سر گیجه و حالت تهوع هم اضافه شد.خوب چاره ای نبود ! مشکل خودم بود ، باید حلش می کردم و یدونه ام دیمن هیدرانات می ذاشتم تنگ ژلوفنا و می انداختم بالا !

یه روز تو شرکت دیدم هرچی مسکن دارم تموم شده و شدم عینهون این معتادا که ییهو می بینن موادشون ته کشیده ، رفتم سراغ همکارا و ازشون قرص خواستم !

دیدم ، به به ! انگار فقط من نیستم که شکمم شده مدفن انواع و اقسام مسکن ها ! همه واسه خودشون داروخونه این ماشالله !

دستگیرم شد که ظاهرا همه همکارام هر روز سردرد رو تجربه می کنن ، حالا یکی با شدت کمتر و دیگری با شدت بیشتر !

بازم جدی نگرفتم که این می تونه یه اپیدمی جدید باشه و هی سعی می کردم به خودم تلقین کنم که :

"تو حالات خوبه ! به این درد مسخره محل نذار ! جدی نگیرش !"

ولی انگار این درد بود که منو دو دستی چسبیده بود ! و واقعا دیگه هیچ مسکنی روم اثر نداشت .سرم درد می گرفت و می زد به گردنمو و بعد حالت تهوع می گرفتم و سرم گیج می رفت و.... هر روز و هر روز ....هر روز !

حالم داشت از خودم بهم می خورد و حسابی شاکی و کلافه بودم ،

رفتم دکتر و نوع سردردمو شرح دادم و در کمال تعجب شنیدم که آقای دکتر فرمودن :

"به احتمال زیاد عوارض پاراظیط ها و نویزهایی که ....."

تو همون روزا یه روز سوار تاکسی بودم که آقای راننده که مرد مسن محترمی بود ازم پرسید :

"ببخشید دخترم ، شما همراهت مسکن داری ؟ سرم درد می کنه ...مسکن داشتم تموم شده..."

بعد سر گفتگو باز شد و معلوم شد آقایی که ٣٠ سال توی ارتش خدمت می کرده و هر روز ورزش می کنه و در عمرش یدونه قرص هم نخورده بوده اینروزا ناچاره واسه مهار سردردش ٢و٣ تا استامینوفن کدئین بندازه بالا !

بنده خدا اولشم فکر می کرده کلسترول و اوره و این چیزاش بالا رفته ، منتها بعد کلی آزمایش و سرزنش کردن خانمش برای درست کردن غذاهای چرپ ملتفت شده که نه بابا کار کاره این پاراظیطه پدر سوخته اس !

 

همه اینا رو گفتم تا بگم :

سردرد و سر گیجه و تهوع و احساس خستگی مفرط و... فقط علائم ظاهری ناشی از این مسئله هستن که ما می تونیم ببینیمشون و لمسشون کنیم . اما وقتی به مقالات علمی و صحبت های پزشکا در این مورد مراجعه می کنی متوجه می شی که چیزایی مثل "عقیم شدن " ، "ابتلا به سرطان" ، "تاثیرات ناشناخته روی جنین " و...تبعاتی هستن که نمی تونی به چشم ببینیشون ! واین قسمت دردناک ماجراست.

و از اون تاسف برانگیز تر

اصلا گور بابای من و امثال من که کم مونده ٣٠ سال رو پر کینم ، بچه های طفل معصوم چه گناهی کردن ؟! معلوم نیست این نویزا چه بلایی سر سلامت بچه ها میاره و بهتون قول می دم که اگه وضع به همین منوال ادامه پیدا کنه ، ١٠ سال دیگه ١۵ سال دیگه ، یه روزی یه جایی بگن که مثلا :

" پژوهش ها نشون داده که ٨٠%  متولدین سال ٨۶ ١٣تا ١٣٨٩  همگی به عارضه مشابهی با نام....مبتلا هستن که از علائم آن می توان به ........اشاره کرد "


دلم می سوزه واسه اون نگاه معصومت

دلم می سوزه واسه اون لبخند بی خبرت

دلم می سوزه واسه اون کودکی بی پناهت .....

دلم می سوزه .....

 

مطلب مرتبط : جزیره در کهکشان

/ 8 نظر / 18 بازدید
Vasa Planet

Salam Webloge khoobi dari yani matalebesh jalebe , amma bad nist az tajarobe ham estefade konim , doroste weblogha harfe dele adama hastan amma bayad beheshoon resid , rasty man tu weblogam matalebe jalebi mizaram, age khasty mitoonim baham tabadoole link konim montazeretam inam webloge mane : Http://www.vasa.ir

حسین

سلام بر جینا خانوم . اول اینکه ما مخلصیم و حقیقت رو گفتیم . دیگه احساساتی شدن شما از روی لطفتونه . دوم اینکه من دوران راهنمایی روزی چند تا استامینوفن می خوردم و همیشه همراهم بود و تقریبا بهش معتاد شده بودم . تصمیم گرفتم که نخورم و تا حالا به خاطر هیچ سردردی قرص نخوردم . وقتی خیلی اذیت می شم صورتم یا نهایتا سرم رو می شورم و معمولا اثر داره . سوم اینکه وبلاگت به راحتی باز میشه . منم یالا می گم دیگه . [چشمک] چهارم اینکه اگه تقصیر نویز ها باشه که واویلا ، شاید به خاطر تنش های مکرر زندگی شهری و سر و صدای زیاد محیط باشه . پنجم اینکه من هم از بچه گی ام که یادمه هر وقت میام تهران سردرد می گیرم .

علی

سلام یعنی این حرفا همش واقعیت داره با این حساب بیچاره مردم &پاس خوده کسایکه مسول پرازیت هستن کجا زندگی می کنن& تهران دود که تا دلت بخواد داشت این هم روش با این حساب مفت هم نمی ارزه این پایتخت ما

کاوه

آره، متاسفانه همینطوره. حالت شدیدترش در ژاپن بود بعد از اینکه آمریکا در هیروشیما بمب اتم انداخت، تا دهها سال بعد بدلیل امواج گاما بدنیا آمدن بچه های ناقص و همینطور انواع سرطان خیلی زیاد بود. امواج گاما براحتی می تونه ساختار DNA سلولها را تغییر بده (پر انرژی ترین موج) البته این پارازیتها در حد گاما نیست ولی فرکانش خیلی بالاست( در حد فرکانس امواج ماهواره ای) و چون منبع تولید موج نزدیکه انرژی زیادی داره و تاثیرش هم زیادتر.

جزیره در کهکشان

جینا جان سلام قبل از هر چیز باید بگم چرا عزیز جون این همه قالب عوض میکنی و لینکدونی کو ؟ دوم :" چه مطلبی نوشتی .... خیلی متاسف شدم . داره فصل مشترکمون درد میشه . برعکس جاهای دیگه ی دنیا ما انگار نمیتونیم شاد باشیم . بغضم گرفت . وقتی مطلب تو و خودم رو میخونم فکر میکنم چرا ؟ به کدامین گناه نکرده . کاش بریم دیش ها رو دو دستی پرت کنیم توی میادین شاید قطع شد . امیدوارم خدا به ما رحم کنه . " میس شانزه لیزه

جزیره در کهکشان

جینا جان سلام قبل از هر چیز باید بگم چرا عزیز جون این همه قالب عوض میکنی و لینکدونی کو ؟ دوم :" چه مطلبی نوشتی .... خیلی متاسف شدم . داره فصل مشترکمون درد میشه . برعکس جاهای دیگه ی دنیا ما انگار نمیتونیم شاد باشیم . بغضم گرفت . وقتی مطلب تو و خودم رو میخونم فکر میکنم چرا ؟ به کدامین گناه نکرده . کاش بریم دیش ها رو دو دستی پرت کنیم توی میادین شاید قطع شد . امیدوارم خدا به ما رحم کنه . " میس شانزه لیزه

ستاره

اقای مهمون خونه ما معلم هست ... میدونی چی می گه ..میگه بچه های سال ....من دقیقی الان نمی دونم 66 67 فکر کنم ...یادم نیست ...مهم نیست سالش ...اینو می خواستم بگم که همشون گیجن ...می گفت بصورت خیلی رایج بچه ها گیجی ین ..یادشون میره ..همه چیزشنو جا می زارن ...می گفت مشکلات مشترکی دارن میدونی همه این ها مادرانشون تو دوره موشک بارون این هارو باردار بودن ... اثراتی که رو جینن گزاشته ...اون ترس ها و استرس ها حالا نشون میده خودشو ... اثرا این پارازیت ها بعد ها معلوم می شه چه قدر بد تر از اینین هست که الان نادیده گرفته می شه ...

من خودم!

جینا جون من کماکان با بعضی از پستهات مشکل دارم و نمی تونم بازشون کنم! [ناراحت] آخرین پستت یعنی ازدواج پیمان ابدی فقط تیترش میاد و هیچ لینکی هم وجود نداره ولی این پستت باز میشه! فکر کنم بین نوشته هات فرق می ذاریا [چشمک]